مومیایی رضاخان را نگه دارید – عیال


روزنامه سازندگی با محمود دولت آبادی گفت و گویی کرده که بخشی از آن به اظهار نظر دولت آبادی راجع به مومیایی پیدا شده در شهرری اختصاص دارد:
ناگهان پیکر رضاخان پیدا می شود یا تکه ای از تاریخ ما مکشوف می شود. مصدق به نام خیابانی تبدیل و فلان قاضی محکوم به زندان برده می شود. در رمان شما چنین حجمی از تاریخ با توجه به جنگ ساخته شده، چگونه این شکل از تاریخ مدام را می سازید؟
– تاریخ را همگان می سازند، نه یک شخص. نویسنده از جمله من تا بتوان تاریخ دوره زمانه خود را روایت می کند و بهتر که با تامل چنین کند. چون نویسنده نمی تواند شتاب اشخاصی را داشته باشد که تصور می کنند آمده اند تا در بودن خودشان دنیا را به شکل پندار خود دربیاورند. آن که شتاب می کند احتمال سکندری خوردن اش بیشتر است و جامعه ما چنین تجربه هایی بسیار داشته است! اما چه ش ده که اتفاقی مانند نام مصدق بر یک خیابان این قدر برجسته جلوه می کند!

مصدق یک شخصیت ملی ست بازمانده بی آبرویی قومی که این کشور را به انحطاط و نکبت کشانیدند؛ قاجاریه. به این معنا مصدق یک اعاده حیثیت از خاندان خودش نیز هست. می دانیم همه جای دنیا گذشته خودشان را دور نمی ریزند یا به اصطلاح نفی مکانیکی نمی کنند. بلکه نیک و بد خود را نگه می دارند و اجازه می دهند از آنچه رخ داد فرزندان شان آموزه ای بیابند. در این مورد به خصوص کار وقتی خراب می شود که گفته می شود حالا نوبت مصدق است، پس بقیه را باید دور ریخت! البته و متاسفانه در کشور ما ایران دست تخریب همیشه درازتر است که امیدوارم همین عمل قبیح «تخریب» بازشناسی بشود که را؟

مثلا چرا شازده ظل السلطان قاجار در اصفهان علاوه بر همه تعدی ها و ستم ها و مصادره اموال مردم و … بناهای باقی مانده از گذشته را – مثلا از دوره زندیان یا صفویان – با قید تخریب به اشخاص می فروخت؟ این یک مقوله بسیار قابل مطالعه و تامل در این کشور است: تخریب خود. مورد تازه این که همین دیروز شنیدم جنازه مومیایی شده رضاشاه پیدا شده است، به سهم خودم من موافق نگه داشتن آن هستم زیر نظر سازمان هایی مسئول که باور دارند نیک و بد گذشته را باید حفظ کرد و داوری به آن را به عهده جامعه گذاشت.

بازدید اپلیکیشن 17 , بازدید سایت 17